مهدى عبداللهى
246
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
داورى كند . حضرت وارد شد و فرمود : من دوست دارم كه ثوابى به دست آورم ، اكنون يا خمير كردن و نان پختن را انتخاب كن يا اينكه بچهها را سرگرم كن من نان بپزم . زن گفت : من به نان پختن واردتر و تواناترم تو بچهها را نگهدار . او مشغول خمير كردن شد . و حضرت به پختن گوشت پرداخت و آن را آماده كرد و از آن و خرما و خوراكىهاى ديگر در دهان بچهها مىگذاشت و مىگفت : پسرم على را حلال كن . چون خمير آماده شد ، زن گفت : اى بنده خدا تنور را روشن كن حضرت تنور را روشن كرد و چون شعله آن به صورتش رسيد . فرمود : بچش اى على اين سزاى كسى است كه در حق بيوهزنان و يتيمان كوتاهى كند . زنى از همسايگان حضرت را ديد و شناخت و به صاحب خانه گفت : واى بر تو ! اين اميرالمؤمنين است ! زن چون متوجه شد با شتاب پيش آمد و گفت : واى ! چقدر از تو شرمندهام اى اميرمؤمنان ! حضرت فرمود : بلكه من از اين كوتاهى كه در كار تو داشتم خجلم اى كنيز خدا . « 1 »
--> ( 1 ) - بحارالانوار : 41 / 52 . .